تفاوت قرقره هوزریلی با قرقره فایرباکسی

تفاوت قرقره هوزریلی با قرقره فایرباکسی  ( بلبرینگی ) در چیست ؟

 

۱ – قرقره های فایر باکسی ( بلبرینگی ) آدرتوان نامی از یک شفت و دو بلبرینگ قوی ساخته شده است که باعث روان حرکت کردن قرقره میگردد ، همچنین در قرقره های هوزریلی تولید شرکت آدرتوان نامی مغزی برنجی بسیار مقاوم جهت انتقال آب تعبیه گردیده است .

۲- انشعاب لوله متصل به قرقره های فایرباکسی بسته به اینکه در جعبه آتش نشانی به عنوان خط تر یا خشک قرار گرفته اند ،سایز ½ ۱ یا ½ ۲ اینچ بوده و انشعاب لوله متصل به قرقره های هوزریلی به عنوان خط تر جعبه آتش نشانی  ¾ یا ۱ اینچ میباشد ، بنابراین با توجه به سایز لوله ها دبی ( میزان آب خروجی در دقیقه ) در قرقره فایر باکسی بیشتر از دبی قرقره هوزریلی است.

۳- در قرقره های هوزریلی از شیلنگ لاستیکی ( Riggid/ سخت )  ¾ اینچ یا ۱ اینچ استفاده میشود ولی در قرقره های بلبرینگی از شیلنگ نخ پرلون یا کنفی ½ ۱ یا ½ ۲ اینچ استفاده میشود.

۴ – استفاده از قرقره هوزریلی برای همه ی افراد بسیار آسان و راحت است چرا که برای آبرسانی در شیلنگ لاستیکی نیازی به باز شدن تمام طول شیلنگ نیست و حتی با باز کردن ۱ متر از آن میتوان آب مورد نیاز برای اطفاء یک قسمت را تامین کرد، ولی استفاده از قرقره فایر باکسی برای افراد آموزش دیده مناسب است چرا که باید حتماً کل شیلنگ نخ پرلون (کنفی ) باز شود تا بتوان عملیات اطفاء را آغاز کرد، همچنین برای باز شدن این نوع شیلنگ به فضای بیشتری نیاز هست به همین علت بیشتر در طبقات منفی یامجتمع های بزرگ با فضای مشاعات زیاد استفاده می شوند.

۵ –یکی از تفاوت قرقره هوزریلی با قرقره فایرباکسی در این است که  در اولین لحظات آتش سوزی شیلنگ های لاستیکی به دلیل راحتی در باز شدن از روی قرقره هوزریلی ، سرعت عمل بیشتری نسبت به شیلنگ نخ پرلون از روی قرقره فایرباکسی (بلبرینگی ) برای اطفا حریق دارند.

۶ – شیلنگ استفاده شده در قرقره هوزریلی بلافاصله  بعد از استفاده براحتی بدور قرقره پیچیده می شود اما شیلنگ نخ پرلون ( کنفی ) مورد استفاده در قرقره های بلبرینگی ، باید قبل از پیچیده شدن به دور قرقره حتما از داخل خشک شوند تا رطوبت باقیمانده آن باعث پوسیدگی داخل شیلنگ نشود.

۷ – شیرهای قابل اتصال به هر یک این قرقره ها متفاوت میباشد ، غالباً برای قرقره های شیلنگ کنفی از شیر های زاویه ای Angel valve  ها با سایز های ½ ۱ و ½ ۲ اینچ استفاده میشود در حالیکه شیر های قابل اتصال به قرقره حاوی شیلنگ لاستیکی از نوع توپی یا Ball valve   (شیر آبی گازی ) با سایز های ¾ یا ۱ اینچ میباشد.

۸- شیلنگ کنفی تنها شیلنگ واسط بین شیر خط تر و نازل میباشد حال آنکه برای اتصال شیلنگ هوزریلی به شیر به رابط دیگری که شیلنگ پکیجی نامیده میشود نیز نیاز هست .

۹- شیلنگ کنفی برای آنکه بتواند به شیر و نازل متصل گردد نیاز به کوپلینگ دارد که در دو سوی شیلنگ سیم پیچی میگردند که این کوپلینگ ها  (Male/Female)  بوده و در آنسوی خط میبایست به هیدرانت سر شیر و دنباله ی نازل متصل گردندولی شیلنگ لاستیکی به کوپلینگ ، شیر آن نیز به هیدرانت نیاز ندارد و با بست به راحتی متصل میگردند.

 

 

 

قرقره هوزریلی

تفاوت قرقره هوزریلی با قرقره فایرباکسی

 

 

 

 

قرقره فایرباکسی ( بلبرینگی )

 

 

تفاوت قرقره هوزریلی با قرقره فایرباکسی

 

 

 

انواع قرقره وشیلنگ آتش نشانی

محل نصب جعبه آتش نشانی

انواع جعبه آتش نشانی

اسپرینکلر چیست؟

انواع اسپرینکلر

 

 

اسپرینکلر چیست ؟

اسپرینکلر چیست؟ تاریخچه اسپرینکلر

اسپرینکلر یا همان آبفشان در سال ۱۸۷۴ میلادی توسط هنری پارملی اختراع شد، که به عنوان کار آمدترین وسیله ایمنی با هدف حفظ جان و مال افراد شناخته شده است.

این اسپرینکلرها به مدل نمکدانی معروف بودند که درپوش برنجی لحیم شده به آن در دمای ۷۰ درجه سانتیگراد ذوب و تخلیه آب انجام میشد.

در سال ۱۸۹۶ میلادی ایالت متحده آمریکا جهت هماهنگ نمودن و یکپارچه سازی اجزا و نصب اسپرینکلرها ، ائتلاف ملی حفاظت از حریق ( National Fire Protection Association ) یا NFPA  را  تشکیل دادند.

 اسپرینکلر

اجزای اسپرینکلر

اسپرینکلرها از ۴ قسمت تشکیل میشوند :

۱- قاب ( Frame ) : به بدنه ی اسپرینکلر که مابقی اجزا بر روی آن قرار میگیرندرا قاب میگویند.

۲- اتصال حرارتی ( Thermal linkage ) :از این وسیله برای کنترل جریان آب و همچنین برای تشخیص حریق استفاده میشود، که معمولا از ۲ نوع حباب شیشه ای ( Glass Bulb ) و یا اتصال زود گداز (fusible Link ) ساخته می شوند.

۳- درپوش (Cap ) :  بر روی اسپرینکلر یک روزنه ای وجود دارد که بر روی مقدار آب خارج شده از اسپرینکلر تاثیر گذار می باشد که به آن اوریفیس میگویند. درپوش بین سنسور حرارتی و اوریفیس قرار دارد و مانع نشتی آب میشود . با از بین رفتن سنسور حرارتی ، فشار آب باعث جدا شدن درپوش و خارج شدن آب از اسپرینکلر می شود.

۴- صفحه ی منحرف کننده ی جریان – دفلکتور (Deflector ) :  مهمترین تفاوت اسپرینکلرها در تفاوت دفلکتور های آن می باشد.

پس از جدا شدن درپوش ، جریان آب از اسپرینکلر خارج می شود و با این صفحه ی منحرف کننده ی جریان برخورد می کند و به قطعات کوچکتری تبدیل می شود که باعث افزایش شعاع پوشش می شود.

اجزای اسپرینکلر

اجزای اسپرینکلر

تفاوت اسپرینکلر واکنش سریع ( quick response sprinklers ) و اسپرینکلر واکنش استاندارد( standard response sprinklers )

مهمترین تفاوت اسپرینکلر ها عبارتند از :

۱-درجه حرارتی

۲-اندازه و ابعاد آنها

۳-جهت گیری نصب آنها

۴-حساسیت حرارتی

۵- خصوصیات توزیع آب

۶- خدمات انها برای اطفا آتش

در اسپرینکلرهای واکنش سریع از حباب ( بالب ) با ضخامت ۳ میلیمتر و در اسپرینکلرهای واکنش استاندارد از حباب (بالب ) با ضخامت ۵ میلیمتر استفاده شده است ، که ضخامت کمتر نسبت به حرارت حساستر بوده و زودتر میترکد . در نتیجه اسپرینکلرهای واکنش سریع از سرعت بالاتری در اطفا حریق برخوردار هستند و نرخ زمانی آنها ۵۰ متر بر ثانیه و یا کمتر می باشد که میتواند علاوه بر اطفا حریق ، مقدار تشکیل گازهای سمی را کاهش دهد تا فرصت بیشتری برای تخلیه محل آتش سوزی به وجود آید.

اهمیت نصب اسپرینکلر برای محیط های مسکونی

به طور میانگین سالانه ۵۰۰٫۰۰۰ حریق در دنیا اتفاق می افتد که تقریبا ۸۰ در صد آن در محیطهای مسکونی میباشد.

در همچین محیطهایی به علت وجود مبل ، فرش و … ، سرعت گسترش آتش بسیار زیاد است و Flash over در مدت کمتر از ۵ دقیقه اتفاق می افتد.

به همین دلیل است که نصب اسپرینکلر در چنین محیطهایی بسیار حائز اهمیت میباشد.

اهمیت نصب اسپرینکلر

اهمیت نصب اسپرینکلر

شرکت آدر توان نامی تامین کننده اسپرینکلر مورد تاییدسازمان آتش نشانی با استاندارد UL / FM

در انواع :

بالازن ( واکنش استاندارد / واکنش سریع )

پایین زن ( واکنش استاندارد / واکنش سریع )

مخفی یا کانسیلد ( واکنش استاندارد / واکنش سریع )

و همچنین اتصالات و شیر آلات مرتبط میباشد.

انواع آتش سوزی

انواع آتش سوزی

 انواع آتش سوزی به طور کلی بر اساس استاندارد آمریکا  ۲۰۱۸-۱۰ NFPA  به ۵ دسته تقسیم میشود:

۱. آتش سوزی گروه A آتش سوزی ناشی از مواد طبیعی و مواد جامد قابل اشتعال می باشد ، مانند چوب و کاغذ ، پارچه و پلاستیک

۲. آتش سوزی گروه B آتش سوزی ناشی از مایعات قابل اشتعال و احتراق پذیر (نیازمند به گرما یا جرقه ) و  یا جامدات تبدیل شونده به مایعی که قابل اشتعالند  می باشد ، مانند گازوئیل ،بنزین ،روغن ،الکل ، رنگ های پایه روغنی ،قیر ، گازهای قابل اشتعال و….

۳. آتش سوزی گروه C آتش سوزی ناشی از وسائل الکتریکی و برقی می باشد.

۴. آتش سوزی گروه D: آتش سوزی ناشی از فلزات قابل اشتعال مانند لیتیوم ، منیزیم  ، سدیم ، پتاسیم و…. می باشد.

۵آتش سوزی گروه k :  آتش سوزیهای ناشی از روغنها خوراکی می باشد که معمولا در آشپزخانه ها یا رستورانها رخ میدهد.

انواع آتش سوزی

انواع آتش سوزی

آتش سوزی به طور کلی بر اساس استاندارد اروپا به ۵ دسته تقسیم میشود:

 

۱. آتش سوزی گروه A  آتش سوزی ناشی از مواد طبیعی و مواد جامد می باشد ، مانند چوب و کاغذ ، پارچه و پلاستیک

۲. آتش سوزی گروه B    آتش سوزی ناشی از مایعات قابل اشتعال (یا جامدات تبدیل شونده به مایعی که قابل اشتعالند )  می باشد ، مانند گازوئیل ،بنزین ،روغن ،قیر و….

۳. آتش سوزی گروه C:  آتش سوزی ناشی از  گازهای قابل  اشتعال می باشد ،مانند بوتان، پروپان و گاز طبیعی CNG
۴. آتش سوزی گروه D: آتش سوزی ناشی از فلزات قابل اشتعال مانند منیزیم- لیتیوم و غیره می باشد.

۵آتش سوزی گروه F :آتش سوزیهای ناشی از روغنها خوراکی می باشد که معمولا در آشپزخانه ها یا رستورانها رخ میدهد.

 

انواع آتش سوزی

انواع آتش سوزی

 

چگونه میتوان از آتش سوزی جلوگیری کرد؟

 

مواد جامد قابل اشتعال ساده مانند :چوب ، کاغذ ، لباس ، لاستیک و بعضی مواد پلاستیکی

 این گونه مواد باید بدرستی انبار شوند و در محیطی مرتب و بدون درهم ریختگی باشند .مواد قابل اشتعال مانند چوب ، کاغذ یا مواد پلاستیکی را از هر منبعی که میتواند باعث ایجاد آتش سوزی شود دور کنید ، همچنین به خاطر داشته باشید که پارچه های روغنی باید همیشه در ظرفهای دربسته نگهداری شود .

مایعات قابل اشتعال مانند : بنزین گازوئیل ، رنگ ، رنگ برها ( تینر ) ، روغن و هیدررو  کربنهای مایع ( پروپان )

در ابتدا به  خاطر داشته باشید که مایعات قابل اشتعال را باید فقط در محیطهایی که به خوبی تهویه میشوند  استفاده کرد .همچنین باید دقت نمود که مایعات را در ظرفهای  سر بسته به طوری که مطمعن شوید درب آن کاملا بسته است و نشتی ندارد و به دور از منابع حرارتی و آتش زنه است نگهداری نمایید . حتما روی بسته بندی از علائم و نوشتن نوع ماده استفاده نمایید.

گازهای قابل اشتعال  و سمی مانند : منواكسیدكربن سولفید هیدروژن دی اكسید كربن آمونیاك  و….. گازهای قابل اشتعال و سمی را حتما در سیلندر ی که بدنه ی آن سالم است و مطمئن هستید که  نشتی ندارد نگهداری کنید. ضمنا هرگز برای  استفاده بیشتر از گاز ، بدنه سیلندر را گرم نکنید  .

فلزات قابل اشتعال مانند : سدیم ، منیزیم ،  آلومینیوم ،  کلسیم ،  پتاسیم

تمامی  فلزات قابل اشتعال باید بر طبق رهنمود مخصوصی که کارخانه ی سازنده ی  آن فلز  (MSDS ) تهیه کرده است نگهداری شود . 

انرژی الکتریکی تجهیزات مانند  : وسایل الکتریکی ، سوئیچ ، پنل ، جعبه و ابزار E  کلاس الکتریکی

مهمترین مرحله برای جلوگیری از آتش سوزی چک کردن مرتب سیم ها و روکش های برق تجهیزات میباشد . هر زمانی که هر گونه خطری مشاهده شد ، باید  سریعا به مسئول مربوطه گزارش داده شود ، همچنین در صورتی که بوی نا متعارفی که از وسایل الکتریکی می آید حس شد باید وسایل  سریعا  وارسی شوند .

وسایل الکتریکی را همیشه تمیز نگه دارید و از گرم شدن آنها جلوگیری کنید. هرگز یک فیوز با ظرفیت بیشتردر مسیر یک جریان قرار ندهید و همیشه مراقب باشید در اطراف پریز مواد قابل اشتعال از جمله کاغذ ، لباس و غیره نباشد.هرگز از یک پریز بیش از اندازه برق خروجی مصرف  ننمایید.

 

 

انواع جعبه آتش نشانی شرکت آدرتوان نامی 

انواع سيستم آبرسانی جعبه آتش نشانی |

انواع سيستم آبرسانی جعبه آتش نشانی :

 

۱-سيستم خشک

۲-سيستم تر

۳-سيستم مرکب (تر و خشک)

 

سيستم خشک:

در این نوع سيستم آبرسانی جعبه آتش نشانی ، منبع آب مورد نیاز جهت استفاده در سیستم لوله کشی جعبه آتش نشانی و یا قرقره آتش نشانی از منابع آب ساختمان و یا محل مورد استفاده جدا میباشد  و به سیستم لوله کشی آب شهری ساختمان هیچگونه ارتباطی ندارد.

بنابراین در حالت عادی داخل لوله ها و جعبه آتش نشانی و قرقره آن، آب وجود نداشته و خشک می باشد.

وجه تسمیه این سیستم نیز به همین علت است.

در سیستم خشک جعبه آتش نشانی آب مورد نیاز از طریق لوله ورودیی که معمولاً در جلوی درب ساختمان و یا محل مورد نظر در یک محفظه شیشه ای نصب شده است تامین می گردد.

در هنگام ضرورت تانکرها و یا پمپهای آتش نشانی به این ورودی متصل شده و آب مورد نیاز را به درون سیستم جعبه آتش نشانی پمپاژ می نمایند و بدین صورت آب در هر طبقه در لحظه ضرورت قابل استفاده خواهد بود.

بطور استاندارد ورودی بالای جعبه آتش نشانی را به لوله کشی این سیستم اختصاص می دهند که در جعبه های آتش نشانی آدر توان نامی ، این ورودی ها پیش بینی شده است تا نصب آن در هر شرایطی میسر گردد.

لازم به ذکر است این ورودی ها برای دو سایز ۹ و ۱۱ سانت پیش بینی شده اند.

سيستم تر :

در این نوع سیستم سيستم آبرسانی جعبه آتش نشانی، آب مورد نیاز از آب شهری تامین می گردد.

لوله کشی این سیستم به لوله کشی آب شهری ساختمان متصل بوده و اجاز ه میدهد همیشه در این سیستم آب وجود داشته باشد بطوریکه هرگاه شیر ورودی جعبه آتش نشانی (در جعبه های آتش نشانی با قرقره برزنتی توصیه می گردد تنها در هنگام استفاده ضروری شیر ورودی آب باز شود) و نازل سر لوله باز شود آب جریان می یابد.

وجه تسمیه این سیستم نیز به علت وجود همیشگی آب در سیستم می باشد.

بطور استاندارد ورودی پایینی جعبه آتش نشانی را به لوله کشی این سیستم اختصاص می دهند که در جعبه های آتش نشانی آدر توان نامی  ، این ورودی ها پیش بینی شده است تا نصب آن در هر شرایطی میسر گردد.

لازم بذکرست این ورودی ها برای دو سایز ۹ و ۱۱ سانت پیش بینی شده اند.

سيستم مرکب (تر و خشک) :

در این نوع سيستم آبرسانی جعبه آتش نشانی، با توجه به شرایط ساختمان نظیر مساحت، ارتفاع آن و غیره از ترکیب دو سیستم تر و خشک همزمان استفاده می گردد.

در زیر ، یک سیستم متشکل از لوله های تر و خشک با یک تانک مرتفع ، نشان داده شده است .

سیستم های لوله های تر برای استفاده ساکنین جهت اطفاء آتش های کوچک در نظر گرفته شده است .

در ساختمان های بلند باید یک پمپ خودکار برای رساندن آب ( از لوله شهر ، تانک ذخیره یا منبع ) به جعبه آتش نشانی وجود داشته باشد .

تاریخچه آتش نشانی

سابقه مبارزه با آتش

سابقه آتش‌سوزي دردنيا، چيزي كم از تاريخ كشف آتش توسط انسان ندارد و بدون آن كه نيازي به ارائه مدارك و اسناد تاريخي باشد، مي‌توان حدس زد و باور داشت كه انسان از وقتي آتش را شناخت، ‌پيوسته درمعرض خطرات ناشي از آن بود و البته، ‌اسناد و مدارك متعددي نيز موجود است و تأييد مي‌كند افزون بر آتش‌سوزي‌هاي مهيبي كه درايران اتفاق افتاده و به برخي از آن‌ها اشاره شد، مردمان كشورهاي ديگر نيز بارها صدمات سنگين ناشي از حريق‌هاي عمدي يا اتفاقي را تجربه كرده‌اند و به همين دليل، ‌از ديرباز يافتن راه‌هايي براي مقابله با آتش‌سوزي مورد توجه مردم بسياري از نقاط جهان بوده و شواهد موجود حكايت از آن دارد كه روميان باستان براي محافظت از جان و مال مردم، حراست از جنگل‌ها و مراتع همچنين حفظ بناهاي عمومي كه حكم سرمايه‌هاي ملي را داشت، ‌تجهيزات ويژه‌اي تأمين كرده و افرادي را براي مقابله با آتش‌سوزي‌هاي احتمالي درنظرگرفته بودند، درمصرهم از قرن دوم ميلادي به بعد،‌اين امر جدي تر گرفته شد و حتي فردي به نام ” هرون ” از اهالي اسكندران، ‌دستگاه ويژه‌اي براي خاموش كردن آتش ساخت كه تا مدتي نسبتاً طولاني استفاده از آن فقط درانحصار مصريان بود، ‌اما بعد‌ها تكنولوژي ساخت و تكنيك استفاده از آن، توسط سياحان و مسافران به ممالك ديگر نيز راه يافت و مورد استقبال و تقليد قرارگرفت. درچين قديم هم، پايگاه‌هايي به فاصله ۵۰۰ متر از همديگر ساخته شده بود، ‌كه سربازاني مجهز به وسايل اطفاء حريق درآن‌ها مستقر بودند و چنانچه درجايي از شهرها آتش‌سوزي اتفاق مي‌افتاد، مي‌توانستند دراسرع وقت خود را به آنجا برسانند.

با‌اين حال، تا حوالي قرن هفدهم ميلادي، ‌مطالعات و اقدامات ملت‌ها براي مبارزه با آتش‌سوزي، ‌حالتي منطقه‌اي، ‌پراكنده و غير منسجم داشت و مردمان هركشوري براساس امكانات و يافته‌هاي خودشان عمل مي‌كردند. اما از آن زمان به بعد، با پيشرفت علم و صنعت و رشد ناگهاني اطلاعات جوامع بشري درزمينه موضوعات مختلف كه زمينه ساز بسياري از اختراعات و ابتكارات بود، ‌دستگاه‌هاي آتش‌نشاني متعددي توسط ملل مختلف ابداع و درسطح دنيا پراكنده شد و درطول زمان تكامل يافت و چون معمولاً تمام ابداعات و اختراعات بشري زاييده احتياج است، ‌آتش‌سوزي مهيب و گسترده‌اي كه درشهرهاي بزرگي مثل توكيو، ‌لندن، نيويورك و… به وقوع پيوست، باعث شد تا مردم جوامع مختلف، براي مقابله با حوادث مشابه آن‌ها، ‌مراكزي تأسيس كنند و تجارب خود را دراختيار همديگر قراردهند و نتيجه آن همكاري، ‌تأسيس سازمان‌هاي متعدد آتش‌نشاني بود كه امروزه درسطح دنيا داير است و مدرن ترين تجهيزات اطفاء‌ حريق را دراختيار دارند.

متأسفانه به دليل آن كه تا قبل از نهضت مشروطيت درايران، نوشتن تاريخ اجتماعي، ‌رونق و رواج چنداني نداشت و مورخان غير از رويدادهاي سياسي و جنگي، يا احوالات سران و سلاطين در مورد ثبت و ضبط بقيه رويدادها رغبتي قابل اعتنا نشان نداده‌اند، ‌درحال حاضر اطلاعاتي كه درباره وقوع آتش‌سوزي‌هاي كوچك و بزرگ دراختيار داريم، ‌بسيار محدود است و فقط از دوره سلطنت ناصرالدين شاه كه كلانتران محلات موظف شده بودند گزارش‌هاي روزانه‌اي از اوضاع و احوال حوزه مسئوليت خود تهيه كنند و به دربار بفرستند، اطلاعات دست و پا شكسته‌اي از زمان و مكان برخي حريق‌ها و بعضاً خسارات ناشي از آن‌ها موجود است. از جمله‌اين كه:‌

۱۴ ذيعقده…. چند روز قبل سه باب دكان درشهر سبزوار آتش گرفت و ضرر فاحش به مالكان دكاكين و منازل رسانيد.

۲۹ محرم…. دو شب قبل بازار آتش گرفت. بيست و چهار باب دكان سوخت و دوازده هزارتومان خسارت به اهل بازار رسيد و ضمناً اسباب و اثاثيه مردم را اوباش شهر بردند.

تبريز، اولين شهري بود كه درآن بلديه تأسيس شد و ” قاسم خان والي “، كه درتاريخ آن شهر نماد خدمت به مردم درسال‌هاي اوليه قرن ۱۳ شمسي محسوب مي‌شود، ‌۱۰ سال بعداز تولد بلديه، ‌درگوشه ديگري از شهر، ‌درخيابان خاقاني، ‌نبش خيابان بهادري امروز، ‌بنيان تشكيلاتي را گذاشت كه درارديبهشت ماه سال ۱۲۹۶ شمسي افتتاح شد و به دليل وظيفه خاصي كه براي آن تعريف شده بود، ‌از همان ابتدا به اطفائيه شهرت يافت. پيش ازآن، ‌درسال ۱۲۲۱ شمسي مأموران روسيه تزاري براي تأمين امنيت و حفظ منافعي كه درتبريز داشتند امكاناتي را به امر آتش‌نشاني اختصاص داده بودند، كه ازچند پمپ دستي دو طرفه، ‌از جنس برنز و مس براي پمپاژ آب تشكيل مي‌شد. اقدامات روس‌ها درتبريز، ‌اگر چه حكم نخستين سند درباره تأسيس نهادي رسمي براي مبارزه با آتش درايران ۱۶۵ سال پيش را دارد، ‌ولي اسناد تاريخي گواهي مي‌دهد كه از آن امكانات فقط براي اطفاء حريق استفاده مي‌شد و براي مقابله با ساير حوادث كارآيي نداشت. درحالي كه قاسم خان والي، ‌وقتي اداره اطفائيه تبريز را بنيان گذاشت، ‌رسيدگي به ساير حوادث غير مترقبه، ‌از سيل و زلزله گرفته تا آوار، سقوط از بلندي و… را هم جزو وظايف اطفائيه قرارداد و كوشيد ابزار و ادوات مقابله با آن سوانح نيز تهيه شود و دراختيار مأموران شاغل دراداره اطفائيه قرار گيرد.

يكي از شاخص ترين ويژگي‌هاي اداره اطفائيه تبريز، كه درحد خود نوعي ابتكار بديع به شمار مي‌آيد، ‌احداث برج ” يانقين ” است كه دركنار ساختمان اطفائيه قرارداشت وهم‌اينك نيز‌ايستگاه شماره يك و ساختمان مركزي سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني تبريز درمجاورت آن قرارداد.

واژه ” يانقين “، ‌در زبان مردم آذربايجان به معناي آتش و آتش‌سوزي است و فلسفه وجودي برج زيبا و ديدني يانقين كه با ۲۳ متر ارتفاع، ‌يكي از ابنيه معروف دوره قاجاريه درتبريز محسوب مي‌شود، آن بود كه چون درزمان تأسيس اداره اطفائيه هيچ گونه امكانات مخابراتي براي تماس سريع مردم با اطفائيه وجود نداشت و احتمال مي‌رفت درصورت وقوع آتش‌سوزي مأموران زماني درجريان حادثه قراربگيرند و به محل آتش‌سوزي برسند كه كار از كار گذشته و زيان فاحشي به بار آمده باشد، ” ‌قاسم خان والي”، برج را به عنوان ديده بان احداث كرد و دستور داد درتمام ساعات شبانه روز، عده‌اي دراتاقك ديده باني بالاي آن به نگهباني مشغول باشند و درصورت مشاهده دود و آتش يا غبار غليظ درهر نقطه‌اي از شهر، محل را شناسايي كرده و سپس، با به صدا درآوردن زنگ برنزي بزرگي كه دربالاي برج تعبيه شده بود، ‌مأموراني را كه به حالت آماده باشد درپائين برج مستقر بودند، مطلع سازند، تا به آنجا بشتابند.

همچنين، ‌نقل است برج يانقين كاركرد ديگري نيز داشت و بر فراز آن چراغي تعبيه شده بود كه شب‌ها آن را روشن مي‌كردند و مسافراني كه شب هنگام وارد شهر مي‌شدند، ‌درصورت ضرورت مي‌توانستند براي جهت يابي و پيدا كردن راه خود از ان استفاده كنند و جالب‌اين كه آن ابتكار دريكصد سال پيش، ‌مورد توجه اغلب سياحاني كه به تبريز سفركرده بودند، ‌قرارگرفت. تا جايي كه اغلب آن‌ها درسفرنامه‌هايشان به برج يادشده اشاره كرده‌اند و تأكيد آن‌ها باعث شد تا مسئولان آتش‌نشاني چند كشوراز جمله فرانسه، ‌با نحو ه كار و عملكرد آتش‌نشان‌هاي تبريزي آشنا شوند و با الگو برداري از آن، فناوري‌ايراني آن مقطع تاريخي را به كشور خود انتقال و مورد بهره برداري قراردهند.

پلان برج مورد اشاره، ‌كه تا قبل از توسعه شهر تبريز بلندترين ساختمان شهر به حساب مي‌آمد و از بالاي آن تمام نقاط شهر به وضوح ديده مي‌شد، درداخل به شكل دايره بوده، يك رشته پله حلزوني به قسمت فوقاني آن راه دارد و داراي هشت نورگير هلالي است و بخش زيرين آن كه از يك چهارطاق تشكيل شده، به منزله پايه برج به شمار مي‌آيد و به قرنيزي سنگي منتهي مي‌شود.

درچند دهه گذشته، از يك سو به دليل توسعه شهر و رويكرد شهرنشينان تبريزي به بلندمرتبه سازي و ازسوي ديگر به واسطه كم توجهي متوليان حفظ ميراث فرهنگي، ‌كه باعث احداث بناهاي متعددي درحريم برج و گوشه و كنار آن شده، ‌اندك‌اندك برج يانقين اهميت پيشين خود را ازدست داد و شهرتش رو به افول گذاشت. ضمن‌اين كه پيدايش امكانات جديد و پيشرفته ارتباطي، ‌نظير تلفن، استفاده از برج را توجيه نا پذير مي‌ساخت. با‌اين حال، هنوز چيزي از اعتبار و اهميت برج كاسته نشده و افزون بر‌اين كه از سال ۱۳۷۷ به عنوان قديمي ترين بناي مربوط به تشكيلات آتش‌نشاني كشور، درفهرست آثار ملي به ثبت رسيده است، ‌سال گذشته آتش پاد دوم ” امير كاردوست “، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني تبريز پيشنهادي مطرح كرد مبني بر‌اين كه چون تبريز اولين شهر برخوردار از آتش‌نشاني بوده و برج يانقين قديمي ترين سمبل آتش‌نشاني در‌ايران محسوب مي‌شود، شايسته است همزمان با مراسم گراميداشت يكصدمين سال تأسيس شهرداري در تبريز، ‌برج يانقين كه هم اكنون بخشي از وسايل، تجهيزات و ماشين آلات آن نيز درمحل اداره آموزش سازمان آتش‌نشاني تبريز موجود است و درمناسبت‌هاي مختلف مورد بازديد مسافران و ساير علاقه مندان قرارمي گيرد، به موزه آتش‌نشاني كشور تبديل شود.

آتش‌نشاني تبريز، تا سال ۱۳۷۱ به صورت واحد و اداره‌اي وابسته به شهرداري، زير نظر بلديه سابق و شهرداري بعدي انجام وظيفه كرد. اما درسال ۱۳۷۱ اساسنامه تشكيل آن به صورت سازماني مستقل، به تصويب وزارت كشور رسيد و از آن زمان تاكنون به صورت نهادي مستقل با شرح وظايف مشخص، ‌مشغول فعاليت است.

آتش‌نشانی تبریز در ۲۱ آذر ۱۳۲۸

برج یانقین تبریز

 

شكل گيري اوليه آتش‌نشاني ( تاریخچه آتش نشانی )

دومين و سومين واحد آتش‌نشاني كشور، باتوجه به ضرورت حفظ چاه‌هاي نفت مسجد سليمان وپالايشگاه آبادان، ‌توسط دولت انگلستان درخوزستان تأسيس شد و چون بعد از شهادت اميركبير دربهمن ماه ۱۲۳۱ جانشينان وي، نه تنها دنباله‌انديشه‌هايش را نگرفتند، ‌بلكه كوشيدند تا برخي از اقدامات او را نيز خنثي كنند، اقدام ديگري دراين زمينه صورت نگرفت و تفكر تأسيس نهادي براي مقابله با آتش دركليه نقاط كشور، كه گويا اميركبير مقدمات آن را نيز فراهم كرده بود، به فراموشي سپرده شد. تا‌اين كه درسال ۱۲۶۰ شمسي و هنگام سفر اول ناصرالدين شاه به فرنگ، هنگام اقامت وي درشهر” حاجي طرخان ” روسيه، وقتي دسته‌اي از آتش‌نشان‌هاي آن شهر مانوري درحضورش برگزار كردند، چنان ذوق زده شد كه اظهار داشت آن مانور بسيار مورد توجهش قرارگرفته است و درجريان دومين سفر خود به فرنگ، ‌هنگام بازديد از يك‌ايستگاه آتش‌نشاني، ‌تجهيزاتي كه براي اطفاء حريق درآن جا موجود بود، وي را بيشترغرق تعجب ساخت و تأسف آور آن كه به رغم مشاهده تلاش‌هايي كه مردم ديگر كشورهاي دنيا براي مقابله با آتش‌سوزي انجام مي‌دادند و با وجودي كه بعد از سفرهاي خارجي او چندين آتش‌سوزي مدهش دركشور به وقوع پيوست، ‌حتي فكر‌ايجاد تشكيلاتي مشابه آنچه دركشورهاي ديگر جريان داشت و به صورت امري بديهي درآمده بود، ‌به ذهنش نرسيد و تا سال‌هاي پس از ترور او توسط ميرزا رضاي كرماني، ‌كه روز جمعه ۱۷ ذيقعده سال ۱۳۱۳ هجري قمري اتفاق افتاد،‌ايران همچنان فاقد سازمان و تجهيزاتي براي پيشگيري و مقابله با حريق‌هاي خانمان سوز بود و فقط درآخرين سال‌هاي سلطنت او اداره‌اي با عنوان احتسابيه درتهران داير شد كه كارنظميه، ‌بلديه و عدليه يعني شهرباني، ‌شهرداري و دادگستري كنوني را به طور يكجا انجام مي‌داد و آن اداره كه شماري از كاركنانش با عنوان «محتسب» مورد اشاره قرارمي گرفتند، ‌از دو شعبه با عنوان‌هاي «احتساب» و «تنظيف»‌ تشكيل مي‌شد كه درهر كدام از شعبه‌هاي وابسته، ‌عده‌اي نايب، ‌فراش و رفتگر خدمت مي‌كردند. محتسب‌ها كارشان را زير نظر حكومت و كلانتر شهر انجام مي‌دادند و بر رسيدگي به جرايم و گاهي داد و ستد و فروش كالاها نظارت داشتند و كاركنان شعبه تنظيف هم مؤظف بودند با وسايل و امكاناتي ابتدايي، زباله‌ها را از گوشه و كنار شهر جمع كنند و با ۱۰۰ رأس اسب، قاطر و الاغي كه دراختيار داشتند، به بيرون از شهر انتقال دهند. همچنين شعبه تنظيف عده‌اي سقا دراستخدام داشت كه موظف بودند با مشك، كوچه‌ها و خيابان‌هاي شهر را آب پاشي كنند تا گرد و غبار ناشي از حركت مردم، وسايط نقليه و چهارپايان، ‌باعث اذيت و آزار شهروندان نشود و علاوه بر آن مسئوليت، ‌موظف بودند هنگام وقوع آتش‌سوزي‌ها نيز درامر خاموش كردن آتش دخالت كنند، ‌كه نگفته پيداست چون امكانات و تجهيزاتي كه دراختيار سقاها قرارداشت، نامتناسب با وظيفه شان بود، ‌درمبارزه با آتش و اطفاء‌حريق نمي توانستند نقش قابل اعتنايي‌ايفا كنند و به بيان بهتر، ‌بود و نبودشان تفاوتي نمي كرد.

آن وضعيت، ‌با شدت و ضعف‌هايي تا هنگام نهضت مشروطيت ادامه داشت. اما پس از امضاء فرمان مشروطيت درسال ۱۲۸۵ شمسي و تغييراتي كه درساختار اداره كشور به وجودآمد، ‌مشروطه خواهان كه آشنايي‌هايي با اصول تقسيم كار و شيوه‌هاي اداره شهر درجوامع غربي داشتند، ‌تصميم گرفتند طبق ضوابط خاصي به ساماندهي اوضاع شهر تهران و تأسيس نهادهايي مدني بپردازند و ازجمله اقداماتشان دراين رابطه آن بود كه درهر شهر، ‌كسي را به عنوان رئيس شهر تعيين كردند و اجراي امور شهري را برعهده اش گذاشتند و مدتي بعد، همان تفكر مقدمه تأسيس تشكيلاتي با عنوان بلديه شد.

هدف اوليه از تأسيس بلديه، حفظ منافع شهرها و برآورده كردن حوايج شهرنشينان مثل اداره كردن اموال منقول و غير منقول، ‌نگهداشت سرمايه‌هاي متعلق به شهر،‌ايجاد تسهيلاتي براي دسترسي آسان مردم به مواد غذايي، ‌تميز نگه داشتن كوچه‌ها، ‌ميدان‌ها و خيابان‌ها، روشن كردن شهر درشب، ‌پاكيزگي حمام‌ها و… بود و براي اولين بار، ‌بيمه بناهاي متعلق به شهر دربرابر حريق و… مورد توجه قرار گرفت و اميد مي‌رفت بلديه‌اين امر را كه با حفظ جان و مال دربرابر آتش بستگي داشت، ‌جدي بگيرد. با‌اين حال، بلديه درزمينه آتش‌نشاني اقدام چشمگيري انجام نداد و ازآنچه درسال‌هاي آخر سلطنت ناصرالدين شاه جريان داشت تجاوز نكرد و درنتيجه هيچ تغييري درابزار و ادوات مورد استفاده مأموران مبارزه با حريق به وجود نيامد.

بعد از كودتاي ننگين رضا خان درسال ۱۲۹۹ شمسي و خصوصاً بعداز شروع سلطنت رضا خان، ‌تشكيلات بلديه به نحو محسوسي تغيير كرد و براي آن كه شهر تهران سرو ساماني به خود بگيرد و از وضع سابق خارج شود، ‌درسال ۱۳۰۳ شمسي، ‌بلديه تهران يك دستگاه اتومبيل آب پاش براي آب پاشي خيابان‌هاي خاكي شهر خريداري كرد و يك سال بعد، هنگامي كه سرلشكر كريم بوذرجمهري كفالت بلديه تهران را برعهده داشت، وجود همان ماشين آب پاش، ‌مقدمه‌اي براي شكل گيري نهادي براي مقابله با آتش‌سوزي درتهران شد. به‌اين ترتيب كه چند متر لوله، ‌يك سر لوله و چند شير به آن ماشين افزودند تا براي اطفاء حريق‌هاي احتمالي نيز كارآيي داشته باشد.

درابتداي تأسيس اداره اطفائيه، ‌فردي آلماني به نام «‌هانري فردريش دوئل» كه از مكانيك‌هاي قشون به شمار مي‌آمد، ‌به رياست فني و يكي از افسران روس سفيد به نام «كلنل وربا» (كه به‌ايران پناهنده شده بود)، ‌به رياست نظامي آن منصوب شدند و اداره موصوف با ۱۵ نفر پرسنل، ‌كه همگي از درجه داران قشون بودند، ‌كار خود را شروع كرد. ولي درسال‌هاي بعد، ‌به موازات تجهيز اداره اطفائيه، ‌دركادر اداره كننده آن تشكيلات نيز تغييراتي به وجود آمد و اداره اش تحت نظر رؤساي‌ايراني كه از بين افسران ارتش انتخاب مي‌شدند، قرارگرفت و بر تعداد كاركنانش افزوده شد.

اداره اطفائيه، فعاليت خود را ابتدا در۳۰۰ متري ميدان توپخانه و درابتداي خيابان چراغ برق (امير كبير بعدي)‌، و درمحلي استيجاري درگاراژ حسيني كه متعلق به فردي موسوم به نام ” سيد اسدا…” بود و قسمتي از گاراژ غرب كه مقابل كوچه عرب‌ها درشمال همان خيابان قرارداشت، ‌شروع كرد و يك دستگاه اتومبيل آب پاشي كه تنها دارايي آن را تشكيل مي‌داد، ‌اگر چه اسماً به امر آتش‌نشاني اختصاص يافت، اما عملاً‌ براي امور ديگري نيز مورد استفاده قرارمي گرفت.

درآن هنگام، ‌چون تنها منبع تأمين آب آشاميدني مردم تهران جوي‌هاي روباز و به شدت آلوده‌اي بود كه از كنار خيابان‌ها مي‌گذشت و مصرف آب آلوده هرچند گاه يك بار بيماري‌هايي مسري را درسطح شهر شيوع مي‌داد، ‌عده‌اي از افراد، با گاري اسبي‌هايي كه منبع فلزي بزرگي بر روي آن‌ها تعبيه شده بود، از سرچشمه قنات‌ها آب برداشت كرده و درمحلات مختلف، ‌به منازل شهروندان مي‌رساندند و بابت تحويل هر سطل آب به متقاضيان، مبلغ‌اندكي دريافت مي‌داشتند.

براثر استقبال مردم از آب سالم و رونق گرفتن كار صاحبان گاري اسبي‌ها، ‌كه اصطلاحاً با عنوان «آبي» از آنان ياد مي‌شد، ‌مسئولان بلديه تصميم گرفتند دراين زمينه نيز فعاليتي انجام دهند. لذا، ‌از اتومبيلي كه قبلاً فقط به آب پاشي خيابان‌ها اشتغال داشت و پس از تأسيس اداره اطفائيه دراختيار آن اداره قرارگرفته بود، ‌براي آبرساني به محلات مختلف شهر هم بهره گيري كردند.

پركردن منبع آب‌هاي تعبيه شده بر روي گاري‌ها، به‌اين دليل كه صاحبان گاري‌ها ناچار بودند سطل سطل آب از قنات بردارند و به داخل منبع بريزند تا پرشود، ‌با دشواري و اتلاف وقت زيادي همراه بود. اما ماشين مورد اشاره، ‌چون يك موتور پمپ نيز داشت كه با استفاده از آن، ‌منبع به راحتي و درزماني كوتاه پر مي‌شد. از طرف ديگر سرعت پايين گاري اسبي‌ها باعث مي‌شد آب مورد نياز شهروندان دير به دست آنان برسد، ‌درحالي كه ماشين يادشده‌اين مشكل را نيز نداشت. نتيجتاً آبرساني بلديه به وسيله ماشين، دركوتاه مدت توانست نظر مردم را جلب كند. به همين جهت، ‌بعدها بلديه براي گسترش امر آبرساني، ‌پنج دستگاه اتومبيل مشابه آن خودرو را از كشور آلمان خريد و درنتيجه، ‌اداراه اطفائيه صاحب شش دستگاه اتومبيلي شد كه همچنان براي آبرساني هم مورد بهره برداري قرارمي گرفت.

از آنجا كه دريكي دو سال اول تأسيس اداره اطفائيه، ‌چند حريق درتهران اتفاق افتاد و هنگام وقوع آن‌ها ماشين‌هاي آب پاش درسطح شهر پراكنده بود و عملاً تجهيزات موجود نتوانست دراطفاء‌ آن حريق‌ها نقش قابل اعتنايي‌ايفا كند و از طرف ديگر تقاضاي مردم براي برخورداري از آب سالم هم رو به افزايش بود و ظاهراً اداره اطفائيه وظيفه داشت به موازات انجام وظيفه درحوزه آتش‌نشاني امر آبرساني شهري را نيز مديريت كند، ‌درآذرماه سال ۱۳۰۷ با نيت تقويت توان فني اداره اطفائيه، ‌يك دستگاه آب پاش بزرگ و چهار دستگاه آب پاش كوچك مارك”N.A.G” كه لاستيك‌هاي توپر داشت، از كشور آلمان خريداري شد و به طور كامل دراختيار اداره اطفائيه قرارگرفت. عده‌اي از شوفرهاي (رانندگان) مستعد قشون و گروهبان‌هاي قديمي هنگ‌هاي بهادري و آهنين هم براي به كار‌انداختن و هدايت ماشين‌هاي جديد به اداره اطفائيه منتقل شدند و اطفائيه، ‌ظاهراً سامان پيدا كرد. با‌اين وجود، ‌به دليل وسعت يافتن شهر، ‌افزايش جمعيت آن و كارگاه‌هايي كه درحومه تهران شروع به فعاليت كرده بود، ‌گاهي اوقات، ‌خصوصاً زماني كه حريق‌هاي شديدي روي مي‌داد، يا به طور همزمان درچند جاي شهر حريق به وقوع مي‌پيوست، ‌تشكيلات آتش‌نشاني به تنهايي نمي توانست مشكل را حل كند و درنتيجه، ‌از نيروهاي امدادي ساير ارگان‌ها، ‌از جمله نظميه (‌شهرباني)‌و قشون (‌ارتش)‌نيز براي كمك به مأموران آتش‌نشاني استفاده مي‌شد و طبق دستورالعملي كه براي مأموران وضع شده بود، ‌آنان وظيفه داشتند پس از اطفاء‌هر حريق، ‌گزارشي درخصوص چگونگي وقوع حادثه و اقداماتي كه دررابطه با آن انجام داده‌اند، ‌تهيه كنند كه مجموعه‌اي از آن‌ها را درخلال كتب مختلفي كه درباره تهران قديم نوشته شده، مي‌توان يافت و يكي از آن‌ها چنين است: «وقوع حريق – سه ساعت قبل از ظهر امروز حريقي درعمارت مسكوني آقاي ناصر نداماني واقع درخيابان شاه آباد رخ داد. مأمورين نظميه و بلديه با جديت فوق العاده به وسيله اتومبيل اطفائيه و وسايل ديگر مشغول خاموش كردن آن شده، ‌دراين بين يك دستگاه اتومبيل اطفائيه اداره قشون نيز رسيده و پس از دو ساعت اشتعال و سوختن سقف و مقداري از ديوارها و قسمت عمده اثاثيه، ‌موفق به خاموش كردن آن و جلوگيري از سرايت به منازل ديگر گرديدند. آقايان كفيل بلديه و اديب السلطنه سرداري هم درآنجا حضور داشته و با مأمورين كمك مي‌نمودند. علت حريق هنوز معلوم نيست و گويا از آتش سيگاري بوده است».

آمار موجود دلالت دارد براين كه تا حدود سال ۱۳۰۷ شمسي مجموع تجهيزات آتش‌نشاني تهران عبارت بود از ۱۵ دستگاه ماشين آتش خاموش كن نو و آماده كار، ۳ دستگاه “بنز مرسدس “، ‌۴ دستگاه ” اشكودا “، ‌۲ دستگاه پورسك “N.A.G” و ۴ دستگاه موتور پمپ، ‌به علاوه ۸۴ كاميون اسقاط كه پس از مستعمل شدن توسط ادارات ديگر دراختيار آتش‌نشاني قرارگرفته بود و تأثيري درامر اطفاء حريق نداشت. لذا، ‌تجهيزات آتش‌نشاني چنان كه بايد و شايد جوابگوي احتياجات تهران نبود و مسئولان به جاي تجزيه و تحليل مشكلات، ‌انجام مطالعه بر روي گسترش شهر و پيش بيني مشكلاتي كه بر سرراه انجام وظيفه آتش‌نشان‌ها وجود داشت و توسعه آتش‌نشاني را فقط درحد خريد اتومبيل مي‌دانستند. تا‌اين كه وقوع يك حادثه مسئولان را ازخواب بيدار كرد. به‌اين ترتيب كه روز ۸ مهرماه ۱۳۰۷ سالن سينماي صنعتي واقع درخيابان لاله زار آتش گرفت. آتش‌سوزي درآن سالن، ‌كه يكي از مدرن ترين و مجهزترين سينماهاي پايتخت محسوب مي‌شد و به نمايش فيلم براي بانوان اختصاص داشت، ‌به دليل وسايل قابل اشتعال درآن، ‌درزماني كوتاه شدت گرفت و بناهاي اطراف را نيز به خطر‌انداخت و مأموران آتش‌نشاني، ‌گردان مهندسي ارتش و عوامل پليس ساعت‌ها زحمت كشيدند تا توانستند آتش را خاموش كنند. اما متأسفانه با تمام فداكاري و از خودگذشتگي مأموران ‌آتش‌سوزي اگرچه از نظر جاني به كسي لطمه‌اي نزد، ‌اما وقتي خاموش شد كه از آن سينماي مجهز، ‌فقط مشتي خاكستر بر جاي مانده بود.

فرداي آن روز، ‌روزنامه اطلاعات، ‌ضمن چاپ گزارش مشروحي از واقعه، ‌به لزوم تقويت آتش‌نشاني تهران اشاره كرد و خاطر نشان ساخت:‌ «… وقتي واقعاً فكركنيم متوجه مي‌شويم ماهيچ وسيله اطفائيه‌اي نداريم، ‌ما يك اداره مخصوص اطفائيه مي‌خواهيم، براي‌اين كه به مجرد وقوع حريق و صدا كردن زنگ تلفن آن اداره، ‌سوت اتومبيل‌هاي اطفائيه هم از طرفي بلند شود. متأسفانه تاكنون به‌اين امر توجهي نشده است و مأمورين نظميه و بلديه، ‌بايد با نبودن وسايل كافي خود را درخطر حريق بيندازند. علي‌ايحال اميدواريم بلديه زودتر درصدد تهيه وسايل كافي براي اطفاء‌حريق و تهيه چند دستگاه اتومبيل‌هاي اطفائيه و اداره و بودجه مخصوص براي‌اين منظور برآيد كه از مشقت كاركنان و مأمورين فعلي اطفائيه و خطرات آن كاسته شود و اگر طالب كسب تمدن جديد دنيا هستيم، بايد لوازم آن را نيز از هرحيث فراهم كنيم…».

تشكيلات اطفائيه، ‌چندين سال، ‌همچنان درخيابان چراغ برق و درگاراژهاي حسيني و غرب داير بود. تا‌اين كه براثر وسعت يافتن شهر وتعدد حريق‌هايي كه درمناطق مختلف اتفاق مي‌افتاد، مسئولان امر بالاخره متوجه شدند ماشين آلات و نفراتي كه دراختيار دارند، ‌جوابگوي نيازهاي شهري با وسعت و جمعيت تهران نيست. به همين جهت، ‌درسال ۱۳۱۰ شمسي با پيگيري ” كريم آقا بوذر جمهري”، ‌كه در رابطه با امر آتش‌نشاني بيشترين مسئوليت را برعهده داشت و به تعبيري مدير ارشد آن خوانده مي‌شد، ‌براي احداث ساختماني متناسب با وظايف اداره اطفائيه و همچنين تأمين بودجه‌اي منطبق با حجم فعاليت‌هاي آن، ‌پيشنهادي تهيه و تقديم مجلس شد، ‌كه با تصويب آن پيشنهاد، ‌درسال ۱۳۱۱ اداره اطفائيه ابتدا به قسمت شرقي آسايشگاه سابق بلديه و سپس به بيرون از محدوده شهر، به ميدان حسن آباد و محل گورستان متروكه‌اي كه درآنجا واقع بود (‌محل كنوني‌ايستگاه شماره ۱ سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني)‌، انتقال يافت و ساختمان جديدي درآن محل احداث و تدريجاً تكميل شد و كليه تشكيلات اداره اطفائيه را به آنجا منتقل كردند.

درسال ۱۳۱۳ “حسن خان معتضدي” به رياست اداره آتش‌نشاني منصوب شد. وي با علاقه مندي‌هايي كه به كار خود داشت، از ابتداي قبول مسئوليت، شروع به تلاش گسترده‌اي براي سامان بخشيدن به امور اطفاء حريق كرد و ضمن خريد لباس‌هاي نسوز براي آتش‌نشان‌ها، ‌دولت را متقاعد ساخت يك فروند كشتي آتش‌نشاني نيز از كشور آلمان خريداري كند، ‌تا براي خاموش كردن حريق كشتي‌ها، ‌دردرياچه مازندران مورد استفاده قراربگيرد و به‌اين ترتيب، ‌با سعي او، ‌دراستان گيلان نيز اداره اطفائيه‌اي تشكيل شد كه مركز آن در بندر انزلي واقع بود.

اطفائيه، آتش‌نشاني شد

در آخرين سال‌هاي دهه ۱۳۲۰، كه‌اندك‌اندك مشخص شد آتش‌نشاني حكم حرفه‌اي تخصصي را دارد و دست‌اندر كارانش بايد دانش فني لازم را داشته باشند، ‌لزوم برخورداري مأموران آتش‌نشان از مهارت‌هاي فني احساس شد و دولت عده‌اي از كاركنان اداره اطفائيه را براي گذراندن يك دوره آموزش حرفه‌اي، به خارج از كشور اعزام كرد، ‌كه پس از بازگشت آن عده به كشور، ‌اداره اطفائيه اقدام به تشكيل كلاس‌هاي ويژه‌اي براي مأموران خود كرد و كساني كه درخارج از كشور آموزش ديده بودند، ‌مؤظف شدند با تدريس در آن كلاس‌ها، آنچه را آموخته‌اند، ‌به همكاران خود آموزش دهند.

به‌اين ترتيب، اداره اطفائيه اولين قدم‌ها را براي تبديل شدن به نهادي توانمند در راه گذشت و سه سال بعد، ‌در اواخر سال ۱۳۳۳ شمسي، هنگامي كه نيروهاي ماهر در حد نياز تأمين شده بود، عنوان اطفائيه به آتش‌نشاني تغيير يافت و چون آن هنگام مصادف با توسعه صنايع و شكل گيري مناطق مسكوني جديد در اطراف تهران بود، تصميم گرفته شد آتش‌نشاني تهران علاوه بر داشتن يك اداره مركزي سه شعبه نيز در نقاط مختلف شهر در اختيار داشته باشد كه بر مبناي آن تصميم و با سعي شهرداري، تهران علاوه بر اداره مركزي آتش‌نشاني، صاحب شعباتي نيز در انتهاي خيابان شهباز (خاقاني)، خيابان شوش و انتهاي خيابان بهار شد.

همچنين به علت بعد مسافت تهران و شميران و از آنجا كه شميران از نظر موقعيت جغرافيايي نسبت به تهران در ارتفاع قرار داشت و هنگام ضرورت، دسترسي به نقاط مختلف آن دشوار مي‌نمود و اغلب اوقات همين امر موجب تأخير در امداد رساني به حادثه ديدگان مي‌شد، احداث شعبه‌اي از آتش‌نشاني در شميران نيز مورد توجه قرار گرفت و درسال ۱۳۳۴، يكسال بعداز افتتاح شعبات سه گانه آتش‌نشاني در شهر تهران، پايگاه شميران نيز به مرحله بهره برداري رسيد و در همان سال قرارداد خريد چهار دستگاه اتومبيل آتش‌نشاني جديد با كارخانه‌ايراني ارج كه از مدتي پيش مطالعاتي را بر روي شبيه سازي مدل اتومبيل‌هاي آتش‌نشاني خارجي شروع كرده بود، به امضاء رسيد و آن تجهيزات، پس از تحويل، ‌در اختيار شهرداري شميران قرار گرفت.

در آن زمان، با وجودي كه چند تانكر مخزن دار در خدمت آتش‌نشاني قرار داشت، مأموران طبق معمول گذشته، همچنان با كمبود امكانات و تجهيزات روبرو بودند و اسناد و مدارك موجود نشان مي‌دهد به آن نسبت كه شهر گسترش مي‌يافت و بر وسعت و جمعيت آن افزوده مي‌شد، ‌تشكيلات آتش‌نشاني رشد نمي كرد و هنگام بروز آتش‌سوزي‌هاي بزرگ، مأموران آتش‌نشاني عملاً با كمبود امكانات مواجه مي‌شدند. به‌اين جهت، علاوه بر اتومبيل‌هاي مخصوص آب پاشي كه خود آتش‌نشاني در اختيار داشت، ماشين‌هاي باربري، ‌خودروهاي حمل گوشت و كاميون‌هاي حمل زباله نيز به عنوان تجهيزات كمكي در اختيار مأموران اداره آتش‌نشاني قرار مي‌گرفت و درمقابل، ‌در ساعات خارج از عمليات امدادي، ‌حتي اتومبيل‌هاي مخصوص مبارزه با حريق جهت آبرساني به محلات، آب پاشي خيابان‌ها، آبياري درختان و خدمات متفرقه ديگري از‌اين قبيل، مورد استفاده قرار مي‌گرفت كه البته كارشناسان متعددي عنوان كرده‌اند آن سنت غلط كه سال‌ها رواج داشت، ‌به نوبه خود عامل مهمي در جهت عقب ماندگي سيستم آتش‌نشاني كشور بود.

همچنين تا حدود ۳۰ سال بعد از تأسيس آتش‌نشاني، كاركنان آن اداره از وسايل و تجهيزات حفاظت فردي بهره‌اي نداشتند و هنگام مأموريت‌هايشان ناچار بودند با كفش و لباس معمولي در عمليات شركت كنند. بعد‌ها، لباس كار متحدالشكلي براي افراد آتش‌نشان در نظر گرفته شد و تعداد محدودي كلاه‌ايمني نيز دراختيار آن‌ها قرار گرفت، اما در سال‌هاي بعدي، به موازات توسعه تهران اداره آتش‌نشاني رشد كرد و چون روز به روز بر حسب ضرورت در برابر مسئوليت‌هاي سنگين تري قرار مي‌گرفت، تا حدي‌اين مهم مورد توجه قرار گرفت. و هنگام خريد وسايل اطفائي، ‌اقلامي از وسايل حفاظت فردي نيز خريداري مي‌كردند. از جمله در سال ۱۳۳۶ تعداد ۱۰ ماسك ضد گاز و ۶ ماسك ضد دود و درسال ۱۳۳۷ استفاده از لباس نسوز در آتش‌نشاني مورد استفاده قرار گرفت و به مرور زمان، آتش‌نشاني تهران به اسنوكر، نردبان، ماشين كف ساز، ‌تانكرهاي مجهز، موتورپمپ، تور نجات، لباس نسوز، ماسك ضد گاز، ماسك ضد دود و… مجهز شد. تا جايي كه هم اكنون بزرگ ترين نردبان خاورميانه و سومين نردبان بزرگ جهان به ارتفاع ۶۴ متر دراختيار آتش‌نشاني تهران قرار دارد.

در سال ۱۳۴۰ شمسي واحدي به نام گروه «امداد و نجات» در‌ايستگاه حسن آباد‌ايجاد شد تا دركنار اطفاي حريق، ‌امداد و نجات حادثه ديدگان را برعهده بگيرد.

در سال ۱۳۴۹ با توجه به ترافيك خيابان‌هاي تهران و به دستور شهردار وقت يك كادر موتور سوار، با موتور سيكلت‌هايي كه مجهز به بي سيم بودند و مي‌توانستند تا ۱۲۰ كيلوگرم بار حمل كنند – تشكيل شد و مقرر گرديد در زمان وقوع آتش‌سوزي، با سرعت تجهيزات مقدماتي را به محل حادثه برسانند و تا رسيدن اتومبيل‌هاي سنگين و نيروهاي لازم، عمليات اوليه اطفائي را انجام دهند و بعد‌ها چند شهرستان نيز به تجهيزاتي مشابه مجهز شدند. به اضافه‌اين كه درسال ۱۳۴۴ كميسيون بودجه مجلس شوراي ملي در جلسه سوم دي ماه خود، به منظور ارتقاء‌ايمني فرودگاه‌هاي كشور با خريد چند دستگاه اتومبيل آتش‌نشاني جهت اداره كل هواپيمايي كشوري موافقت كرد و براساس آن موافقت چهار دستگاه ليلاند ديزل مخصوص اطفاء حريق در فرودگاه، دو دستگاه آمبولانس از نوع شورولت جنگي و سه دستگاه جيپ اطفائيه، براي مقابله با حريق‌هاي احتمالي در فرودگاه خريداري شد.

عمده مشكل آتش‌نشاني تا سال ۱۳۵۰ آن بود كه از بدو تأسيس اطفائيه در تهران تا سال ۱۳۵۰، وسعت تهران، با سرعت به چند برابر رسيد، درحالي كه تعداد‌ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به كندي افزايش يافت و درسال ۱۳۵۰، با وجودي كه چند‌ايستگاه جديد در تهران شروع به فعاليت كرد، تعداد‌ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني تازه به ۷ واحد رسيد. اما درسال‌هاي بعد از آن، گسترش و توسعه آتش‌نشاني شتاب بيشتري گرفت. براي نمونه در سال ۱۳۵۳ سه پايگاه ديگر به تعداد‌ايستگاه‌ها افزوده شد و روز ۲۵ اسفند ماه سال ۱۳۵۵، درحالي كه تعداد‌ايستگاه‌ها به ۱۳ واحد رسيده بود، مركز جديد ستاد و فرماندهي آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني در محل وسيعي در خيابان آزادي (آيزنهاور سابق) افتتاح شد و با شروع به كار آن مركز،‌ايستگاه آتش‌نشاني ميدان حسن آباد كه تا آن تاريخ به عنوان‌ايستگاه مركزي آتش‌نشاني مورد اشاره قرار مي‌گرفت، به‌ايستگاه شماره ۱ تغيير نام داد و در سال ۱۳۵۶ مجموعاً ۱۶‌ايستگاه، ‌كه سه‌ايستگاه آن از امكانات نجات نيز برخوردار بود، در تهران فعاليت داشت.

آتش‌نشاني در مناطق ديگر

همزمان با تهران، شهر قزوين از آتش‌نشاني برخوردار شد و درپي ان اهواز در سال ۱۳۰۴، بندر انزلي در سال ۱۳۰۵، در رشت درسال ۱۳۱۰، ‌مشهد درسال ۱۳۱۲، زنجان درسال ۱۳۲۷، اصفهان درسال ۱۳۲۸ و… در رديف پيشگامان احداث و تأسيس‌ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني قرارگرفتند و همدان در سال ۱۳۳۶ به گروه شهرهاي برخوردار از آتش‌نشاني پيوست و پس از آن، به موازات تأسيس شهرداري در شهرهاي مختلف،‌ايستگاه‌هاي متعدد ديگري، در ساير مناطق كشور احداث شد و به بهره برداري رسيد. با وجود‌اين، بسياري از شهرهاي كشور، از‌اين توسعه بركنار ماندند. همچنان كه درايلام آتش‌نشاني خيلي دير شروع به كار كرد و شروع به كار آن نيز داستان جالبي داشت. به‌اين معني كه بعد از شكل گيري و تأسيس شهرداري‌ايلام در سال ۱۳۴۲ دو نفر به عنوان نگهبان در جوار ساختمان شهرداري به كار گمارده شدند كه وظيفه آنان رسيدگي به امور اطفاء حريق بود و چنانچه جايي از شهر آتش مي‌گرفت، افرادي كه درمعرض خطر و خسارت قرار داشتند، ناچار بودند با مراجعه حضوري به ساختمان شهرداري، آن مأموران را درجريان حادثه قرار دهند. اما از زماني كه رسيدگي به امور آتش‌نشاني در سراسر كشور طرف توجه جدي واقع شد، يك دستگاه اتومبيل ذيل روسي و سپس يك دستگاه انترناش و چند سال بعد يك دستگاه لندرور انگليسي تحت عنوان خودرو پيشرو، براي امور آتش‌نشاني ان شهر خريداري شد. با‌اين حال، تا اولين سال بعداز پيروزي انقلاب اسلامي و زمان شروع جنگ تحميلي‌ايلام از نظر تجهيزات آتش‌نشاني در فقر مطلق قرار داشت تا بالاخره در آن سال چهار دستگاه خودرو بنز به تقويت آتش‌نشاني اختصاص يافت.

همچنين شهرستان آمل جزو شهرهايي است كه اگر چه از سال ۱۳۰۲ شهرداري درآن شروع به فعاليت كرد، اما تا سال ۱۳۴۹ شهرداري آن فاقد دايره آتش‌نشاني بود و درآن سال صاحب واحد آتش‌نشاني با ۱۲ مأمور شد. اما تنها وسيله خاموش كننده حريقي كه دراختيارش قرارگرفت، يك دستگاه شورولت مدل ۵۷ بود كه به هيچ وجه توانايي پاسخگويي به نيازهاي شهر رانداشت. ولي بعد‌ها يك دستگاه اتومبيل رومانيائي مدل ۷۰ هم توسط اتحاديه شهرداري‌هاي كشور تهيه شد و دراختيار آتش‌نشاني آمل قرار گرفت.

سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني تهران بزرگ

در تاريخ ششم آبان ماه ۱۳۵۳، در يكصد و سومين جلسه انجمن شهر تهران اساسنامه سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني در چهار فصل، ۲۸ ماده و ۱۴ تبصره تصويب شد كه تا سال ۱۳۵۷ امور مختلف آتش‌نشاني بر مبناي اساسنامه مزبور انجام مي‌شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با انحلال سازمان دفاع غير نظامي، فلسفه وجودي آتش‌نشاني‌هاي كشور براساس بندهاي ۱۴ و ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداري تعريف و از همين رو سازمان‌هاي آتش‌نشاني زير مجموعه شهرداري قلمداد گرديد و شهرداري‌ها ملزم شدند، براي حفظ شهرها از خطر سيل، حريق و ديگر مخاطرات، تدابير مؤثري اتخاذ كنند و نظر به‌اين كه‌ايران كشوري حادثه خيز است و از ۴۰ نوع حادثه طبيعي شناخته شده، حداقل ۳۰ مورد آن درايران امكان وقوع دارد، توجه به بحث‌ايمني و تهيه و تدوين ضوابط و مقررات‌ايمني براي آن امري ضروري تشخيص داده شده و وظايف سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني به شرح زير تعيين گرديده است:‌

۱-   ارتباط، ‌همكاري، هماهنگي و مشورت با مراكز علمي، نظامي، پزشكي و ساير سازمان‌ها و اشخاص مربوطه.

۲-   تعيين صلاحيت فني و امكانات شركت‌هاي خصوصي و دولتي با عنوان‌هاي مختلف، اعم از طرح‌ايمني يا شارژ كننده و فروشنده و سازنده ماشين‌ها، قطعات، ادوات و تجهيزات مختلف مربوط به امور‌ايمني و نجات و آتش‌نشاني در سطح جامعه.

۳-   اشاعه و به كارگيري رشته‌هاي ورزشي بين كاركنان سازمان، مخصوصاً نيروهاي عملياتي، به منظور تقويت و آمادگي جسماني و بالابردن روحيه افراد كه لازمه‌اين حرفه است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه ۱۳۵۷ تا پايان سال ۱۳۶۸ مجموعه آتش‌نشاني رشد سريعي داشت و مجموع‌ايستگاه‌ها به ۲۶‌ايستگاه اطفاء‌حريق و ۷‌ايستگاه امداد و نجات رسيد.

با گسترش فعاليت شهرداري تهران در سال‌هاي اخير و لزوم گسترش فضاهاي‌ايمن و تعميق و تعميم فرهنگ‌ايمني، ‌در سطح شهر تهران، برنامه‌هايي اصولي همچون آموزش شهروندان و‌ايجاد ساخت و سازهاي مناسب و مقاوم در برابر زلزله و مطابق با استانداردهاي جهاني در دستور كار قرار گرفت و‌اين رويه كماكان ادامه دارد. هنوز هم‌اين تعداد‌ايستگاه تكافوي نيازهاي كلانشهري چون تهران را نمي كند. بنابراين، گسترش شبكه‌ايستگاه‌ها و آموزش شهروندان، همچنان درحال پيگيري است. كما‌اين كه ۱۰‌ايستگاه جديد آتش‌نشاني درحال ساخت بوده و تعداد شهرونداني كه براي مقابله با حريق و حوادث غير مترقبه ديگر آموزش ديده‌اند، ‌از ۸۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۷۹ به چندين ميليون نفر درسال جاري رسيده است.

طبق قانون، درشرايط عادي محدوده عمل آتش‌نشاني هر شهر و منطقه، همان شهر و در داخل محدوده همان منطقه است، ‌اما در شرايط اضطراري، با هماهنگي از طرف مقام ذيصلاح و نياز مراكز همجوار، فعاليت سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني مرز و محدوده مشخصي ندارد و مأموران آن مؤظف هستند درهر كجا كه ضرورت اقتضا كند، به انجام وظيفه بپردازند.

تجهيز آتش‌نشاني به سيستم«GIS»

از مدتي پيش، ‌براي نخستين بار دركشور و حتي در سطح خاورميانه، سامانه امداد و نجات سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران موفق به كسب مجوز از شوراي تأمين استان به منظور استفاده از سيستم «GIS» اطلاعات مسكن شده است كه تاكنون به طور انحصاري در اختيار مركز مخابرات شهر تهران بود.

از آنجا كه سرعت در عمليات و اقدامات امداد و نجات و كوتاه كردن زمان رسيدن نيروهاي آتش‌نشان به محل حادثه، بزرگ ترين دغدغه سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران است، بهره مندي از فناوري‌ها و تكنولوژي روز دنيا تأثير زيادي بر بهبود عملكرد سيستم امداد و نجات، خصوصاً براي كلان شهري چون تهران دارد و به همين دليل شوراي تأمين استان به تجهيز سازمان آتش‌نشاني به سيستم «GIS» كه سال‌هاست در كلان شهرهاي توسعه يافته دنيا مورد استفاده ستادهاي فرماندهي نيروهاي امداد و نجات قرار مي‌گيرد، ‌موافقت كرده و درآينده نزديك‌اين سيستم در ستاد فرماندهي آتش‌نشاني تهران نصب خواهد شد.

عملكرد سيستم «GIS» چنين است كه به محض تماس حادثه ديده با تلفن ۱۲۵، ‌نشاني محل تماس گيرنده، ‌بر روي نقشه GIS مشخص و همزمان زنگ خطر نزديك ترين‌ايستگاه آتش‌نشاني به محل حادثه، به صدا در مي‌آيد. صرفه جويي در استفاده از نيروي انساني، ‌سرعت عمل، ‌كاهش خسارات مالي و جاني، ‌كاهش احتمال خطاي ستاد فرماندهي و دقت بيشتر در يافتن نشاني و كروكي محل حادثه، ‌از ديگر مزاياي بهره مندي از‌اين سيستم است. به گفته رئيس سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران، از آنجا كه تا چند وقت ديگر مجموعاً ۱۲۰‌ايستگاه آتش‌نشاني مجهز به ناوگان امداد و نجات خواهد شد، ‌زمان حضور نيروهاي آتش‌نشان در محل آتش‌سوزي‌ها به سه دقيقه، ‌كه مطابق با استانداردهاي جهاني است، كاهش مي‌يابد. ناگفته پيداست‌اين استاندارد با درنظرگرفتن وسعت تهران، انبوه جمعيت، تراكم ساختمان‌ها و ازدحام ترافيك در معابر شهري، ‌ركوردي بي نظير براي نيروهاي امدادي تهران در سطح جهان قلمداد خواهد شد.

روز ملي آتش‌نشاني

دركشور ما، كه بيش از ۱۶۰ سال سابقه آتش‌نشاني دارد و‌اين امر حكايت گر توجه به‌ايمني، حداقل طي ۵/۱ قرن گذشته است، براي ارتقاء‌ايمني و افزايش مصونيت مردم و جامعه در برابر آسيب‌هاي ناشي از حوادث (اعم از طبيعي و غير طبيعي)‌ روز هفتم مهر ماه به عنوان روز آتش‌نشاني تعيين شده و به دليل آن كه درهيچ جامعه‌اي نمي توان به‌ايمني، به صورت صد در صد دست يافت، ‌كارشناسان معمولاً از اصلاحاتي نظير «ارتقاء‌‌ايمني» و «سطح پيشرفت‌ايمني» استفاده مي‌كنند و سطح پيشرفت‌ايمني را در رابطه تنگاتنگ با توسعه مي‌دانند و با هدف حداكثر كردن سطح پوشش‌ايمني، ‌هدف دستيابي به حداكثر توسعه را تعقيب مي‌كنند و با‌اين نگرش مي‌توان گفت هدف از نامگذاري روز هفتم مهر ماه به عنوان روز ملي‌ايمني و آتش‌نشاني، تلاش براي تبديل توجه به‌ايمني به يك فرهنگ در كشور است.